سيد علي اكبر قرشي
624
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
« شاع الخبر شيعا : ذاغ - شاع فلانا شياعا : تبعه » ، شيعه : پيروان و ياران « شيعة الرجل : اتباعه و انصاره » آن چهار بار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء آنان كه به بصره رفتند براى افساد فرمود : « و افسدوا علىّ جماعتهم و وثبوا على شعتى فقتلوا طائفة منهم غدرا » خ 218 337 ، اجتماع بصره را بر من فاسد كردند ، و بر تابعان من هجوم كرده و عدهاى از آنها را از روى حيله كشتند . مشايعت كننده را از آن « مشّيع » گويند كه پشت سر انسان مى آيد و آن يك نوع تبعيّت و پيروى است چنان كه در خ 83 آمده است . شيم : - به فتح اول - نظر كردن به برق كه كجا مى رود و كجا مى بارد « شام البرق شيما : نظر اليه اين يقصد و اين يمطر » از اين ماده چهار مورد در « نهج » يافته است در مقام موعظه فرموده : « و لا تضعوا من رفعته التقوى و لا ترفعوا من رفعته الدنيا و لا تشيموا بارقها و لتسمعوا ناطقها » خ 191 284 ، پست ندانيد كسى را كه تقوى بلندش كرده و بالا ندانيد كسى را كه دنيا بالايش نموده ، نگاه نكنيد به ابر برقدار دنيا و گوش ندهيد به گويندهء آن . در جاى ديگرى فرموده : « تيسَّر لسفرك و شم برق النجاة و ارحل مطايا التثمير » خ 223 246 سبك شو براى سفرت ، نگاه كن برق و نور نجات را و جهاز كن شتران آماده شدن را ، « شيموا سيوفكم » خ 238 357 متوجه شمشيرهايتان باشيد . « شيمة » : طبيعت خلق . عادت در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : « خير البريّة طفلا و انجبها كهلا ، اطهر المطِّهرين شيمة و امطر المستمطرين ديمة » خ 105 151 ، او بهترين مردم در طفوليت و نجيبترين خلق در كهولت بود پاكترين پاك شدگان در اخلاق و پربارانترين ابر در باران بود ، منظور پرخير و بركت بودن است « مستمطر » به صيغهء مفعول باران خواسته شده و ابر است . شين : بى وزن كردن . خوار كردن : « شانه شينا : ضدّ زانه » و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، دربارهء معاويه به عمرو بن عاص مى نويسد : « فانّك قد جعلت دينك تبعا لدنيا امرى ظاهر غيهّ مهتوك ستره يشين الكريم بمجلسه و يسفهّ الحليم بخلطته فاتبعت اثره . . . » نامهء 39 411 ، تو دين خود را تابع كسى كردهاى كه ضلالتش آشكار و پردهاش برداشته شده است ، او بزرگوار را با مجالستش خوار مىكند ، و عاقل را با خلطهء خود احمق مى گرداند ناگفته نماند حرف شين مجموعا صد و هفت ( 107 )